X
تبلیغات
arch&eng -
مجید ملکی مدرس گروه معماری و عمران دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهدیشهر
 
ضمن عرض یوزش از دانشجویان محترم درس مبانی نظری معماری بدلیل بیماری جزوه درس با تاخیر ارایه گردید

ž            سیری در مبانی نظری معماری

ž            نگرش اقلیمی

ž           
 تاثیر اندیشه ای اقلیمی را یک نوع نگرش دانست که با ابزار گوناگونش کاربر خود را ملزم به نگاهی خاص به محیط مصنوع می نماید. مطلق بینی معماری به معنای این است که آب و هوا را عامل نخست در شکل گیری فضای معماری و دیگر اجزای آن بدانیم.

دلایل نگرش اقلیمی عبارتند از:
کاربرد آن به عنوان ابزاری برای خواندن معماری گذشته و بومی ایران.
اقلیم گرایی و دنیای علوم تجربی
 سه جزء اصلی نگرش اقلیمی ؛ انسان، سرپناه و محیط طبیعی
وظیفه علوم تجربی در اینجا بررسی ساختار بدنی انسان، چگونگی تاثیر دماهای مختلف بر جسم انسان، چگونگی انتقال این دما به بیرون از جسم او، چگونگی جذب دما از خارج و ... می باشد.این اطلاعات بدست آمده در نهایت باید به اجزاری معماری تبدیل گردند.

ž            شباهت در عناصر آب و هوایی در چند مکان، گونه شناسی اقلیمی را بوجود می آورد که به آن تقسیمات اقلیمی گفته می شود.
یکی از رایج ترین تقسیم بندی ها متعلق به کوپن (Koppen) است که جهان را به 4 دسته آب و هوایی تقسیم می کند که بر اساس این تقسیم بندی ایران به چهار اقلیم : 1-  معتدل و مرطوب 2- سرد، 3- گرم و خشک 4-  گرم و مرطوب تقسیم شده است.

ž            اقلیم گرایی، فضا، گونه و شکل
فضا از نگاه اقلیمی جایی است که مصرف کننده یا باشنده در آن می بایست آرامش نسبی اقلیمی داشته باشد پس حجم جای دهنده باید طوری طراحی شود که او را به آسایش اقلیمی مورد نظر برساند، یعنی فضای معماری به یک حجم مشخص تقلیل می یابد که این حجم تابعی از عناصر و عوامل آب و هوایی دما، باد، رطوبت و تابش خورشید است.
خصوصیات کالبدی مثل اندازه ها(طول، عرض، ارتفاع)، نسبت بین آنها، فشردگی و یا حجیم بودن، جهت گیری هندسی آن بوسیله سنجش و تحلیل عناصر آب و هوایی بدست می آیند.تعریف گونه از نگاه اقلیمی : گونه یا تیپ در این نگاه یک شی است که ویژگی های مشترک معماری-اقلیمی گروهی از بناها را در یک اقلیم مشابه دارا باشد .
 دو عامل مهم در تعریف گونه  :
1- بودن در یک اقلیم مشابه
2- راه حل های معماری بکار رفته مشابه

گونه شناسی اقلیمی هم برای اجزای خاص معماری مانند نوع مصالح و سازه ها قابل استفاده است و هم برای بناهایی با کارکرد خاص مانند خانه، مسجد، کلیسا و مدرسه.
شکل یا فرم بنا در نگرش اقلیمی مانند دو پدیده پیشین تابعی از عناصر آب و هوایی است. شکل و خواص گوناگون آن (اندازه، تناسب و نسبت های آن)، رنگ و سطح هر کدام تحت تاثیر دما، تابش آفتاب، باد و رطوبت قرار می گیرند. بیشترین تاثیر را تابش آفتاب و بارندگی بر سطوح دارند.

ž            اقلیم و معماری ایرانی
 ایرانیان در طول تاریخ چند هزار ساله معماری این سرزمین سعی نموده بودند تا با تدابیر گوناگون، در کنار طبیعت پیرامون خود محیطی را بوجود آورند که مصرف کننده در هر فصل و در هر ساعت از روز بتواند آسایش نسبی را با توجه به زمان بهره گیری از فضای مورد نظر داشته باشد.
معماران ایرانی به این نکته دست یافته بودند که فضاهای پشت به آفتاب و رو به آفتاب باید در دو سوی محور اصلی بنا قرار گیرند، و همزمان سعی نمودند این محور اصلی را با سوی قبله هماهنگ کنند.

ž            اقلیم گرایی در معرض نقد
نخستین انتقادها به مطلق گرایی نگرش اقلیمی کمی پس از انتشار کتاب طراحی اقلیمی الگی توسط راپاپورت صورت گرفت، کتاب راپاپورت « فرهنگ و شکل خانه» نام دارد که از آن می توان دریافت «فرهنگ» به نوعی در برابر « اقلیم» الگی قرار داده شده است. آنچه در اینجا اهمیت دارد جای گرفتن موضوع اقلیم به عنوان موضوعی درجه دو در شکل دهی فرم یا شکل خانه است.
راپاپورت برای ارایه بحث خود پاسخ به یک سؤال را ضروری می بیند: اگر اقلیم را عامل درجه یک در شکل یک خانه بدانیم، پس چرا در یک اقلیم مشابه در یک مکان خاص انواع شکل خانه وجود دارد؟

ž            کوچک نمودن معماری تا حد یک آسایش گاه اقلیمی
نگرش اقلیمی، بنا را به مشابه یک شیء مکانیکی که در آن باید آسایش اقلیمی مصرف کننده انجام پذیرد می نگرد. برای دستیابی به اهداف گوناگون مد نظر نگرش اقلیمی، باید بنا را در حد یک شیء یا جسم در طبیعت تصور نمود که قرار است باشندگانی در آن جای گیرند. دستیابی به آسایش اقلیمی این باشندگان در این شیء هدف اصلی یک طراح اقلیم گرا می باشد. در معماری چند هزار ساله ایرانی، مجموعه ای از عوامل گوناگون که اقلیم یکی از آنها بوده است دست در دست هم داده و شکل نهایی بنا را می سازند. باشنده حضور در یک فضا آسایش دهنده را حس می کند و همزمان در درون آن فضا، پیام های بسیاری را دریافت می کند مثل حضور انسان در مسجد.
با نگرش اقلیمی انسان در حد یک موجود خاکی نیازمند آسایش آب و هوایی تقلیل می یابد. همان گونه که اشاره شد توجه به شرایط اقلیمی یکی از پایه های مهم معماری ایرانی می باشد اما همه چیز به آن ختم نمی شود، انسان با تمامی نیازهایش که یکی از آنها نیاز مادی است در طراحی و خواندن گذشته اش می باید مورد توجه قرار گیرد و این چیزی است که در نگرش اقلیمی نادیده گرفته می شود.

ž            تاریخ و معماری
یک مورخ با یافتن مدارک و اسناد که مواد خام او می باشند و با پردازش و تحلیل آنها به هدف خود که تاریخ گذاری و بازسازی آن دوره تاریخی است، می پردازد. یکی از این اسناد «بنا» می باشد در اینجا برای یک مورخ، «بنا» تنها یک سند است اما برای یک مورخ تاریخ هنر و معماری اصلی ترین سند است.
افزون بر بنا که نقش اصلی در فهم معماری دوره ای خاص را ایفا می کند، اشیای کشف شده در محل نیز در فهم رویدادهای معماری آن زمان سهم مهمی دارند. اصولا معماری از هنگامی آغاز می شود که انسان در یک محیط طبیعی وارد شده و به ساخت و ساز می پردازد.
هویت بخشی و تاریخ معماری :

ž            از اوایل قرن هفدهم میلادی تاکنون تاریخ معماری جهت گیری خاصی نموده است. این زمان هنگامی است که اروپای غربی به پیشرفتهای علمی دست یافت و همزمان به استعمار کشورهای دیگر اقدام نمود. یکی از ابزار سلطه گران، برخی مورخان و بخصوص تاریخ نگاران معماری        می باشند. همزمان با کوچک نمایی تمدنهای بزرگ مانند ایران، بزرگ نمایی و یا حتی شخصیت دهی به کشورهایی که تازه شکل گرفته اند بخوبی دیده می شود.

ž            نگرش، سبک و  منابع تاریخی – تطبیقی
محقیقن گوناگون بوسیله تفسیرهای خود به موضوعات خاصی تاکید دارند، در زیر به برخی از آنها اشاره شده است:
- تعریف ماهیت هنر بر مبنای تفسیری ایده آلیستی و ارائه زیباترین و ایده آل ترین فرم هنری (نگاه وینکلمن)
- اثر به مثابه یک شیء و ارایه تعریف و قوانین خاص علمی درباره آن (نگاه پوزیتیوسیم)
- ارایه جزئیات آناتومیک با تشریح اجزای مختلف اثر به خصوص تندیس ها (نگاه تشریحی- شکلی)
- ارایه خطوط مشترک که آثار مختلف را در دوره های گوناگون به هم پیوند می دهد (نگاه ساختار گرایانه)
- توجه و تأکید بر جامعه زمان ساخت اثر و رابطه متقابل این دو (نگاه جامعه شناختانه)
- تأثیر روش تولید و شناخت اقتصاد زمان اثر به عنوان معلولی از شرایط اقتصادی (نگرش مارکسیستی)

تاریخ تسلسلی معماری
روش تسلسلی، روش مرسوم در مطالعه تاریخ معماری است. پس از اینکه تاریخ بناها در یک مکان خاص بدست آمد آنها را به ترتیب تاریخشان بر روی یک خط افقی که معرف زمان است در کنار هم قرار می دهند. مراحل مختلف روش تسلسلی بدین شرح است:
1- انتخاب دوره تاریخی
2- شناسایی بناهایی از دوره تاریخ مورد نظر
3- ترتیب بناها بر اساس تاریخ آنها
4- توصیف و تحلیل بناهای یاد شده

ž            مدرسه معماری تاریخی – تکمیلی موراتوری :
هدف از ارایه این قسمت، معرفی مدرسه معماری موراتوری است که از پیروان مهم نگرش تاریخی تکاملی به محیط مصنوع و معماری می باشد.
این مدرسه در سه حوزه آموزش، پژوهش و طراحی بکار پرداخته است و کار آنها در هر سه زمینه و بخصوص بخش آموزش و پژوهش نتایج خوبی داشته است.
موضوعات اصلی مدرسه موراتوری شامل موارد زیر می باشد:
1- انتقال ارزشهای گونه شناسانه
2- بحران هویت معماری و ریشه ها
3- راه حل بحران هویت
4- گونه شناسی و مدرسه موراتوری
5- نقد مدرسه موراتوری

ž            بنیان های فکری موراتوری
با مروری بر نوشته های مختلف نظریه پردازان مدرسه موراتوری، نقش دو پدیده مهم «انسان» و «طبیعت» را می توان در اندیشه معمارانه آنها دید. در این اندیشه انسان به عنوان سازنده و طبیعت به عنوان ظرف مکانی و تاریخ به عنوان زمان ساخت و رشد پدیده ساخته شده مطرح هستند.
معمار و انتقال ارزشهای گونه شناسانه
از نگاه موراتوری ها معلم اصلی انسان در ساخت و ساز، طبیعت است. او از طبیعت فرا می گیرد و در آن به ساختن می پردازد. این دو پیشتازان اصلی اندیشه مدرسه موراتوری می باشند «انسان فرزند جهان (خاکی) است و جهان فرزند انسان».
نحوه ثبت، درک و پردازش اطلاعات دریافتی از طبیعت به « ضمیر» انسان بستگی دارد که ضمیر انسان دارای دو ضمیر ناخودآگاه و خودآگاه است. ضمیر ناخودآگاه انسان محل پذیرش اطلاعات معمار است که قدرت آن را دارد بدون هیچ راهنمایی خارجی او را به مقصد مورد نظر هدایتکند.
ضمیر خودآگاه انسان بخش دیگری از ذهن را تشکیل می دهد که بنا به نظر موراتوری تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار می گیرد. یکی از علل بحران در معماری دخالت دادن ضمیر خودآگاه در معماری است. پیوستگی در معماری گذشته بدلیل بهره گیری معماران از ضمیر ناخودآگاه آنان بوده و یکی از دلایل مهم گسستگی کاربرد ضمیر خودآگاه در معماری بوده است.
در هنگام ظهور معماری مدرن که به عقیده آنها آغاز دوره بحران معماری معاصر است ضمیر خودآگاه جای ضمیر ناخودآگاه را در روند طراحی معماری گرفت.

ž            بحران هویت در معماری
ریشه های بحران هویت از دید صاحب نظران مدرسه مرراتوری :
1- فردگرایی        2- مصرف گرایی

آنچه که در معماری معاصر و تحت نام معماری مدرن روی داد آغاز این بحران شدید بود. از نظر موراتوری ها روش تدریس «آتلیه ای» مشوق وگسترش دهنده فرهنگ «فردگرایی» در آموزش معماری بوده است. استاد به دانشجو از قواعد معماری مدرن و آثار بزرگان این معماری می گوید. این قواعد الگوهای طراحی او می شوند. این دانشجو پس از فارغ التحصیلی، در جامعه، محصولی مانند اساتید خود ارائه می دهد.
 به نظر موراتوری ها «خواندن» درستِ معماری به «ساختن» درستِ معماری رهنمون می شود

ž            چگونگی بروز ارزشهای گونه شناسانه
از نگاه موراتوری ها انسان بوسیله ساختار ذهن خود واقعیتهای بیرون ذهن را به درون ذهنش انعکاس می دهد. ارزش های گونه شناسانه بوسیله ضمیر ناخودآگاه معمار بروز می یابد و چون منبع دریافتی و عمل آنها ضمیر ناخودآگاه بوده می توان یکدستگی را در معماری گذشته دید.
خواندن ارزشهای گونه شناسانه و عمل به آنها
اگر آنچه که به ما از معماری به ارث رسیده است دارای  پیوستگی است پس خواندن و فهم آنها می تواند ما را در راه رسیدن به یک معماری با ارزش های مشابه رهنمون کند. خواندن معماری گذشته و ارزشهای گونه شناسی بستگی مستقیم به نحوه انتقال تجربیات گذشتگان به معماران بوسیله ضمیر ناخودآگاه دارد

ž            گونه شناسی در عرصه معماری
 دی کانسی (De Quincy) در فرهنگ تاریخ معماری که در سال 1844 میلادی به چاپ رسید درباره گونه و مدل به بحث می پردازد. او گونه را یک طرح یا شِما می داند که قابلیت آن را دارد که در ذهن هنرمند تاثیر بگذارد اما مدل شیء یا ایده قابل تقلید و تکرار است. بهره گیری از گونه شناسی در شناخت معماری تا اوایل قرن بیستم به طور جدی ادامه داشت. معماران مدرن به ظاهر مخالفت شدیدی با فکر و گونه و گونه شناسی ابراز نمودند. گونه و کاربرد آن در طراحی بدلیل آنکه مانعی مهم در خلاقیت معمار و دانشجوی معماری بوجود می آورد نمی توانست مورد استفاده قرار گیرد.

ž            دو حوزه مکانی متفاوت برای کاربرد گونه و گونه شناسی در معماری می توان قایل شد:
معتقدین به اندیشه نحو فضا در معماری از دو گونه «الگوی زیستی» و «الگوی کالبدی» نام می برند که اولی در ارتباط فضایی حاکم یک بنا را نشان می دهد و در دیگر بناها قابل تکرار است و دومی به جسم یا کالبد بنا نظر دارد که می توان به آن گونه شناسی شکلی نام داد.
ترسیم روش گونه شناسی موراتوری
دست یابی به ارزشهای گونه شناسانه از اهداف اصلی مطالعات مدرسه موراتوری است و مراحل مختلف روش گونه شناسی موراتوری را می توان در سه مرحله زیر معرفی نمود:
انتخاب مکان
انتخاب مقیاس گونه شناسی
روند گونه شناسی

ž            انتخاب مکان
مکان مورد مطالعه از وجوه مختلف از دیدگاه موراتوری ها اهمیت دارد. مکان جایی است که انسانِ سازنده، از طبیعت درس می گیرد یعنی معلم اصلی او مکانِ طبیعی و بستر قرار گیری بناها می باشد. هر مکان و ساخت و ساز خاص خود را داراست. وظیفه معمار کنونی این است که با رجوع به این مکان خاص ارزشهای گونه شناسانه را بخواند، مکان تبلور معماری یک مکان خاص در دوره های تاریخی مختلف است.

ž           
انتخاب مقیاس گونه شناسی
تقسیمات چهارگانه در چهار مقیاس به شرح زیر است:
الف) مقیاس منطقه ای:
عناصر منطقه ای: آبادیها
سیستم عناصر: بافت سرزمینی
 
ارگانیزم سیستمها: طرح واره مسیرها
ارگانیزم مشخص: تیپ یا گونه منطقه ای

ž            ب) مقیاس شهری:
عناصر منطقه ای: واحدهای شهری
سیستم عناصر: بافت شهری
ارگانیزم سیستمها: طرح منطقه ای
ارگانیزم مشخص: تیپ یا گونه شهری

ž            ج) مقیاس بافت:
عناصر منطقه ای: گونه های ساختمانی
سیستم عناصر: بافت قطعات
ارگانیزم سیستمها: واحدهای همسایگی
ارگانیزم مشخص: تیپ یا گونه بافت
د) مقیاس معماری:
عناصر منطقه ای: ساختمایه یا مصالح
سیستم عناصر: سازه
ارگانیزم سیستمها: طرح توزیعی فضاها
ارگانیزم مشخص: تیپ یا گونه معماری

ž            گونه از نگاه موراتوری حامل تمامی ترکیب قبلی اطلاعات بوده است معمار بوسیله مفهوم گونه و عمل بر اساس آن پیوند بین حال و گذشته را بوجود می آورده است . این پیوند به زنجیره از حلقه های به هم پیوسته که در طول تاریخ تکامل یافته تبدیل شده است .

ž            روند گونه شناسی

ž            پس از انتخاب مکان و مقیاس مورد نظر بازسازی زنجیر تاریخی شیء مورد نظر صورت می گیرد. هدف از روند گونه شناسی بازسازی این زنجیر است که در واقع بخشهایی از ضمیر ناخودآگاه معمار گذشته بوده است. منطقه- شهر- بافت و معماری را می توان آخرین حاقه ی زنجیر تکاملی گونه های آن مکان خاص در نظر گرفت . کار محقق معمار گونه شناس شناخت حلقه های دیگر این زنجیر است یعنی شناخت و بازسازی حلقه های آغازین تا حلقه کنونی محور اصلی کار اوست. روند گونه شناسی با موضوعی به نام رده بندی بنا آغاز می گردد. اگر هدف در رده بندی بنا مشخص باشد و نوع بنای مورد نظر تعیین شود بنای باقی مانده در هر بار رده بندی بنای مورد نظری است که به آن پرداخته می شود که این روند بیشتر مورد توجه پیروان مدرسه موراتوری است. موراتوری ها خانه های بدون حیاط مرکزی در ایتالیا را به دو نوع خانه ردیفی و خطی تقسیم می نمایند. خانه های ردیفی کوچکتر و تک خانواری و در هر طبقه عرضی برابر یک اتاق دارند و این فضا در چند طبقه قابل تکرار است که پله های با شیب تند ارتباط بین طبقات را میسر می سازد. خانه های خطی شکل تکامل یافته خانه های ردیفی می باشند که دارای یک پلکان مشترک برای واحدهای داخلی وجود دارد و برای چند خانوار طراحی شده است.

ž            گسترش زمانی گونه

ž            در این مرحله که پس از مشخص شدن مکان شکل گیری گونه (شهر یا آبادی) صورت می گیرد چندین کار انجام می شود:

ž                  1 گونه رایج تعریف می شود.

ž                  2 به مستند سازی وضعیت موجود از لحاظ کالبدی پرداخته می شود مانند پنجره های جدید- بازشوها فضاها و اجزای دیگر نما.

ž                  3 به بازسازی گذشته آن مانند کارکرد اصلی- شکل کالبدی پیشین و ...  پرداخته می شود.

ž            بازشناسی گونه پایه

ž            بازسازی گونه اولیه و رشد آن تا رسیدن به وضعیت کنونی از مهم ترین بخشهای روند گونه شناسی است. گونه پایه واحدی است که از آن گونه های کامل تر آغاز می گردند که این واحد، مشخصه های کالبدی خود را داراست. موراتوری ها گونه پایه را دارای ریشه ای قدیمی تر می دانند و آنرا سلول اولیه می دانند. که این تعاریف دقیقا آن چیزی است که در شاخه تکامل گرای علم زیست شناسی دیده می شود.

ž                  زیست شناسی: سلول              نوع یا شجره نسلی               گونه های متکامل.

ž                  موراتوری : سلول اولیه                      گونه اولیه                       گونه های متکامل.

ž            کلیدی ترین بخش موراتوری ها بازسازی روند گونه شناسی است که بازسازی " ترکیب اطلاعات قبلی " ضمیر ناخودآگاه معماران گذشته است می باشد.

ž            نگاه کالبدی به گونه

ž            بنا بر نظر موراتوری ها میراث فرهنگی معماری یک مکان خاص در مفهوم گونه گرد آمده و از نسلی به نسل دیگر انتقال می یابد. شناخت گونه به معنای شناخت این میراث بوده و به وسیله آن می توان ترکیب اطلاعات قبلی ضمیر ناخودآگاه معماران گذشته را بازسازی نمود. گونه در چهار مقیاس معماری یا بنا- بافت- شهر و منطقه دیده می شود. از نگاه موراتوری ها اگر این جسم دارای مشخصه هایی باشد که معرف یک گروه از اشیاء باشد به آن گونه نام می نهند. از آنجا که یک بنا از چهار عنصر ساختمایه- سازه- فضا و شکل تشکیل می شود لذا اشتراک در این چهار عنصر به معنای در یک گروه قرار گرفتن مجموعه ای از بناهاست. همان گونه که پیشتر نیز آمد عوامل رشد گونه عواملی مادی و جسمانی مانند اقتصاد و شرایط طبیعی و مانند اینها می باشد. برخی از عوامل که در شکل دهی گونه ها تاثیرگذار می باشند در نگاه نخست در جسم بنا قابل شناسایی نیستند مانند خانه های ایرانی که حریم خصوصی را از عمومی جدا کرده اند که این جزو عوامل مادی شکل دهنده ی این فضاها نیستند بلکه جزو عوامل فرهنگی است که این جدایی فضاها را باعث شده است. عامل دیگر تاثیرگذار بر رشد گونه ها اقلیم است. این عامل در گسترش فضاها بصورت عمودی نقش اساسی داشته است. مانند خانه های بوشهری که با توجه به اقلیم آن منطقه معماران پیش بینی ساخت خانه در 3-2 طبقه را داشته اند ولی این مورد برای مناطق مرکزی ایران کار مناسبی نیست.

ž            نگرش فضاگرا

ž            یکی از مهمترین موضوعات معماری در چند دهه گذشته « مقوله فضا » می باشد. واژه فضا در میان معماران و دانشجویان معماری کاربردی روزمره دارد و بنظر می رسد بیش از واژه هایی چون گونه و فرم متداول باشد.

 فضا به مثابه کلید فهم معماری

ž            فضا عامل اساسی در معماری است. تملک فضا به معنی توان دیدن بنا و یافتن کلید فهم و شناخت آن است. هنگامی که یک معمار به فعالیتهای حرفه ای خود مشغول است و به تاریخ می نگرد معمولا با دید کاربردی به آن توجه دارد و بدنبال حل مشکل طراحی خود است.

مرز شناسی فضای معماری

ž            تاریخ معماری از اشیاء گوناگونی سخن می گوید که در بر گیرنده خانه- کاخ- مسجد- مدرسه- کلیسا- حمام- آسیاب و بناهای بسیار دیگری است. اما کدام یک را می توان فضای معماری دانست و مرز بین هر کدام چیست؟ زوی کلید این موضوع را فهم فضای معماری می داند. با این کلید است که می توان بین مجسمه و معماری تمایز قائل شد. او بین فضای معماری و دیگر چیزها که به اشتباه فضای معماری خوانده می شوند مرزی معین می کند:

ž                  1 مرز بین معماری و مجسمه سازی: صفحات زیادی از کتابهای تاریخی به نمای بناها اختصاص داده شده است اما اینها در ابعاد وسیعی به بحث های مجسمه سازی مربوط می شوند نه به معماری و فضا.

ž            2 - مرز بین فضای معماری و فضای شهری: در مقیاس شهری نیز آن اشیایی که جنبه  نمادین می یابند و مجسمه وار در یک جای شهر گنجانده می شوند از فضاهای معماری تمایز می یابند. بنابراین یک شیء مجسمه وار به دو صورت از فضای معماری قابل تفکیک است:

ž            الف - بدلیل مقیاس آن, که می تواند از فضاهای معماری کوچکتر باشد مانند مجسمه ها, حوض های آب و آب نماها و... .

ž                  ب بدلیل کاربرد آن در مقیاس شهری که می تواند آنرا شکلی نمادین جلوه دهد و حرکتی در آن صورت نگیرد.

ž                     3 - مرز بین حجم معماری و فضای معماری: فضای داخلی و حرکت در آن معیار اصلی جدایی مرزهای اشیاء مختلف با فضای معماری است.

ž             فضای معماری معیار ارزش بین معماری خوب و بد

ž            یک فضاگرای مدرن عبارات زیر را برای ارزش گذاری بین معماری خوب و بد بیان می نماید: معماری خوب معماری است که دارای فضای داخلی باشد و انسان را جذب کند, او را تربیت کند و او را به لحاظ معنوی رام کند و معماری بد معماری است که فضای داخلی آن انسان را ناراحت کند و او را گریزان سازد, اما مساله مهمتری که لازم است روشن شود, این است که آنچه فضا ندارد معماری نیست.

ž            معرفی مفاهیم فضایی مدرن بوسیله ابزار بصری

ž            فضای داخلی معماری عامل اساسی معماری است و باید ابزار معرفی آن نیز ابزاری در خور این تعبیر باشد. حضور در فضا و تجربه آن از نزدیک, جزیی از فضا شدن و خود تشکیل دهنده فضا بودن و نظاره نمودن فضا با حرکت در آن, مناسب ترین ابزار فهم و درک و تجربه فضای معماری است. اما همیشه نمی توان انتظار داشت که مخاطبین معماری بتوانند فضاهای معماری را این گونه تجربه کنند. پلان- نما- برش- ماکت- عکس و فیلم و اخیرا نیز نمایش رایانه ای فضاهای معماری در معرفی و فهم فضای معماری می توانند کارساز باشند.

ž            پس هدف اصلی از ارایه بصری نشان دادن مفهوم فضای داخلی است. عقیده زوی درباره این ویژگی ها را می توان عنوان وار به شرح زیر آورد. در جلوی هر کدام ابزار بکار گرفته شده نیز دیده می شود:

ž                  1 نشان دادن اهمیت نخست فضا: ( با حذف عناصر تزئینی از نقشه و ارجحیت نخست فضا ).

ž                  2 تقویت و تعیین آزادی فضایی: اصولا با توجه به اینکه هدف زوی نشان دادن آزادی فضایی است و این امر باید تقویت شود.

ž                  3 تعیین حدود فضای داخلی از خارج: (با سیاه نمودن بافت درون دیوارها ).

ž                  4 تعیین حدود آزادی دید نظاره گر از خارج از بنا ( با سیاه نمودن بافت درون دیوارها ).

ž                  5 تعیین حدود دید ناظر از درون به بیرون بنا ( با سیاه نمودن بافت درون دیوارها ).

ž                  6 نشان دادن فضایی که تماشاگر در آن حرکت می کند  ( بوسیله سیاه نمودن بافت فضاهای داخلی ).

ž                  7 مشخص کردن سلسله مراتب اهمیت فضاهای خالی ( با سیاه نمودن بافت فضاهای اصلی و فرعی ).

ž            معماری یونان باستان

ž            معابد یونانی مانند یک حجم بزرگ که دور تا دور آن را ستون هایی در بر می گیرد و دارای یک فضای اصلی در مرکز است. بنظر زوی آن معابد نمی توانند به عملکردها و نیازهای اجتماعی پاسخ گوید. بنابراین معماری یونانی را می توان دارای ویژگی های زیر دانست:

ž                  1 مجسمه وار بودن.       2 فقدان حرکت درونی.       3 معابد به مثابه آثار غیر معماری.       4 توجه به تزئینات و عناصر معماری در جهت تاکید بر مجسمه وار بودن معابد.

ž            معماری رم

ž            خصوصیت اساسی فضای رومی , مبتنی بر مقاومت در نظر گرفته شده است و تقارن در فضاهای دایره ای و مستطیلی حاکمیت دارد. فورم ها یا میادین بزرگ رومی و حمام های رومی از نظر ایجاد حرکت فضایی با بناهای مجسمه وار یونانی کاملا متفاوت می باشند. بردن ستون یونانی به داخل به معنی گردش در فضای بسته و جهت دادن تمام تزئینات پلاستیکی به سمت این فضا است.

ž            معماری صدر مسیحیت

ž            معماری مسیحیت انقلابی فضایی و عملکردی در معماری بوجود آورد. این معماری بیش از معماری های گذشته در اینجا حرکت در فضای داخلی آن کوشیده است. اشاره وار دلایل آن را می توان به صورت زیر آورد:

ž                  1 کلیسا مکان تجمع مردم بوده, مکانی برای دعا و نماز مومنان.

ž                  2 انتخاب بازیلیک ها ( تالار دادرسی ) بدلیل نیاز به تجمع و حرکت بجای معابد رومی.

ž                  3 بکارگیری ترکیبی از مقیاس انسانی یونانی و آگاهی فضای داخلی رومی.

ž                  4 ایجاد خط حرکت برای مصرف کننده از ورود به بنا تا حرکت به محراب.

ž                  5 خصوصیات دینامیک فضا و ایجاد مسیر برای نظاره گر.

ž                  6 سمت دادن به انسان و هدایت او در فضا.

ž                  7 در اختیار گرفتن خصوصیات پویایی انسان در جهان مسیحیت.

ž            معماری بیزانس

ž            در معماری بیزانس افزون بر رابطه افقی, محوری عمودی اهمیت می یابد چند ویژگی این معماری از لحاظ فضایی به شرح زیر است:

ž                  1 شتاب در سمت عمودی و افقی فضایی.

ž                  2 طراحی فضای منبسط که در کنار فضای مرکزی گسترش می یابند مانند ایاصوفیا.

ž                  3 ایجاد صفحات نورانی و وسعت سطوح روشن.

ž            معماری گوتیک

ž            در معماری گوتیک می توان ویژگی های زیر را دید:

ž                  1 کامل شدن سیستم ساختمانی.

ž                  2 نفی دیوارها.

ž                  3 تداوم فضایی بین خارج و داخل.

ž                  4 برداشتن پوسته ها.

ž                  5 توسعه پذیری و امکان رشد برخی از اجزای آن برای نمونه هنگام اتصال مفصل های بنا ( در کلیساهای انگلیسی ).

ž            معماری رنسانس

ž            برخی از ویژگی های معماری رنسانس از دیدگاه فضایی اینگونه آمده است:

ž                   1 طراحی بناهای با نقشه دایره برای نشان دادن مفهوم وحدت فضا.

ž                   2 کنترل کامل هرگونه انرژی دینامیکی موجود در محورها.

ž                   3 توازن منطقی و نظم دادن به فضا.

ž                   4 محو شدن جهت خطی.

ž                   5 پیروزی حجم بر پلاستیک.

ž            معماری باروک

ž            باروک آزادی فضایی است, آزادی فکری از قوانین قراردادی است, از هندسه مسطحه, از سکون, از تقارن و نیز از تضاد بین فضای داخل و خارج آزاد است. برخی ویژگی های معماری باروک بدین شرح است:

ž                  1 تاب خوردن دیوارها برای ایجاد فضایی جدید.

ž                  2 تسخیر فضایی به آن حدی که فضا و حجم بخشهای تزئینی را در عمل معرفی می کند.

ž                  3 تداوم فضایی از پایین به بالا حتی در بیضی گنبد.

ž                  4 درک تمامی دید فضایی به طور واحد.

ž            معماری مدرن

ž            معماری مدرن بر اساس پلان آزاد بنا شده است. معماری مدرن از دیدگاه زوی اوج تکامل خلاقیت فضایی است. می توان به چند ویژگی آن اشاره نمود:

ž                  1 طراحی بر اساس پلان آزاد.

ž                  2 ایجاد ارتباط مطلق بین فضای داخلی و خارجی.

ž                  3 انعطاف و آزادی در ایجاد دیوارهای داخلی.

ž                  4 جمع نمودن تمامی نکات مثبت تجربیات فضایی در طول تاریخ در معماری مدرن.

ž                  5 بهره وری از فناوری جدید بخصوص شیشه بجای دیوارها برای تحقق ارتباط درون و بیرون بنا.

ž            تقابل زبان معماری مدرن و معماری کلاسیک

ž            پیش از ورود به معرفی قوانین معماری مدرن که بر اساس آنها باید اقدام به طراحی نمود ویژگی های زبان معماری کلاسیک باید معرفی شود. زوی این معماری را دارای زبانی مرده و گمراه کننده ذهن, تقلیل دهنده آزادی تفکر, غیر قابل ارتباط, اسارت بار, پر از تابوهای فرهنگی و ویژگی های مشابه می داند. در مقابل این زبان, زبان معماری مدرن می ایستد. این زبان هر نوع قراردادهای از پیش تعیین شده را از ریشه رد می کند, آزادی از قیود دارد, آزادی در کاربرد عناصر معماری را مطرح می کند, معماریی با قدرت انتخاب است و معماری مدرن در مقابل این ها به نبرد با معماری کلاسیک می پردازد. این نبرد به آزادی معماری مدرن می انجامد, آزادی این قیود گذشته, آزادی از قیودی که زوی آنها را غیر منطقی می داند و در برابر آن او " قیود منطقی " زبان معماری مدرن را ارائه می دهد.

ž            اصل تبعیت فرم از کارکرد

ž            برای وارد شدن به دنیای معماری مدرن یک اصل اساسی باید پذیرفته شود: « تبعیت فرم از کارکرد» با پذیرش این اصل است که معمار مدرن آزاد خواهد بود که از هر عنصر در هر جا که بخواهد بهره ببرد تا جایی که به " کارکرد " مناسب دست یابد. برای نمونه می توان یک پنجره در بنا را مثال زد که هر پنجره با توجه به کارکرد هر فضا می تواند شکلی متفاوت داشته باشد و هیچ لزومی برای کاربرد شکل های یکدست برای پنجره ها وجود ندارد. نزدیک ترین تعریف برای کارکرد در معماری « مجموعه وظایف, تکالیف و مسولیت هایی که شخص [در اینجا بنا] بواسطه مقام یا حرفه خود دارد» می باشد. مثل یک اتاق خواب, برای دستیابی به کارکرد مناسب باید گزینه های متعددی از جابجایی ها و قرارگیری عناصر مختلف اتاق نسبت به هم را آزمون نمود و از مقایسه آنها, بهترینشان را انتخاب کرد. در معماری که به دنبال کارکردی بهتر است زیبا آن چیزی خواهد بود که خوب کار کند. با نگرشی این گونه به کارکرد در معماری مثال پنجره در یک اتاق یا فضا را می توان دوباره دید. زوی سوال می کند که چرا باید طرح یک اتاق شکلی منظم داشته باشد؟ چرا چهار گوش, شش گوش, هشت گوش و هر شکل منظو دیگری؟به نظر او با هر فرمی می توان طراحی نمود تا جایی که بهترین کارکرد را به ما ارایه دهد. با این دید, هیچ نیازی نیست که اتاق ها با یک آهنگ منظم و سری وار در کنار هم قرار گیرند. زوی برای استحکام ادعای خود از 5 اصل مهم لکربوزیه در معماری کمک می گیرد:

ž                  1 پلان آزاد.       2 نمای آزاد.       3 کاربرد پیلوت برای آزاد سازی طبقه همکف.       4 کاربرد پنجره های طولی که آنرا از سازه های بنا آزاد می کند.       5 آزادی در ساخت پوشش.

ž             با هدف مبارزه با معماری کلاسیک باید هدفها دقیقا مشخص شوند و نشانه گیری دقیقا به سوی آنها صورت گیرد این نشانه ها عبارتند از :

ž            نشانه مورد هدف شماره یک : هندسه به مثابه یک غده سرطانی

ž                  با هدف مقابله با معماری کلاسیک و قوانین آن باید نشانه های مشخصی از آن را هدف گرفت. نخستین هدف یا نشانه مورد حمله, هندسه معماری کلاسیک است. اجزای یک شکل از نقطه- خط- سطح- حجم و بافت می توانند به شکل منظم و یا نامنظم در کنار هم قرار گیرند.

ž            نشانه مورد هدف شماره دو : تقارن

ž            تقارن یکی از خواص شکلهای هندسی منظم است. تقارن از دیدگاه زوی نوعی طلسم است که باید نابود و ریشه کن شود. ریشه کنی غدد سرطانی از وظایف معمار مدرن است. در برابر شکل متقارن, شکل نامتقارن به عنوان عضوی مهم از زبان معماری مدرن مطرح می شود. تقارن نمادی از ارتجاع است.

ž            نشانه مورد هدف شماره سه : تناسب اجزای ساختمان.

ž             زوی تناسب در معماری را مانند تقارن مورد حمله شدید قرار می دهد. از دید او تناسب در معماری به معنای " ترور آزادی " است. همچنین آنرا " ترور زندگی و ترور رشد " می داند. تناسب و تقارن همه به عنوان بیماری های خطرناک معماری گذشته خوانده می شوند. این چیزی است که باید معمار مدرن در برابر آن بایستد و آنها را رد نماید.

ž            معماری ضد پرسپکتیو در برابر معماری پیرو پرسپکتیو

ž            یکی دیگر از اصول مهم طراحی توجه به اصل ضد پرسپکتیوی زبان مدرن است. این اصل به جدایی و تقابل دو معماری مدرن و کلاسیک نظر دارد. پرسپکتیو یک فن ترسیمی است که واقعیت سه بعدی را از یک نقطه دید بر روی کاغذ انتقال می دهد. زوی با معیار ضد پرسپکتیوی بدنبال معماران و نمونه های تاریخی می رود. در این راه میدان کمپیدولیو اثر میکل آنژ انتخاب می گردد. دلیل این انتخاب کاربرد شکل ذوزنقه در طراحی میدان بجای شکل چهارگوش است. در زبان ضد پرسپکتیوی مدرن این طرح جایگاه خود را یافت.

ž            تجزیه نگری اجزای چهار بعدی

ž            معماری کلاسیک مانند جعبه ای است که با قفل های متعدد از همه طرف بسته شده است و مانند یک اتاق در معماری کلاسیک است. معماری مدرن به یک عمل انقلابی دست می زند و شش جزء اتاق را از هم جدا می کند. با جدا نمودن این شش سطح امکانهای جدیدی بدست می آید. این عمل به فضا روح می بخشد و آنرا زنده می گرداند.

ž            تجزیه نگری یکی از ارکان آموزش طراحی معماری بر اساس زبان معماری است. آنچه که تاکنون آمد با یک مثال از معماری مدرن نشان داده شده است. مجموعه باهاوس در دسا اثر گروپیوس دراین اثر اصل ضد پرسپکتیو معماری مدرن بخوبی در این بنا رعایت شده است. در طراحی این بنا سعی شده که نتوان آنرا از یک زاویه بصورت کامل دید بلکه ناظر با قدم زدن در اطراف آن از هر زاویه بخشی از آن را می بیند. حرکت در ظرف " زمان " انجام می شود و این همان بعد چهارم معماری است.

ž            معماری مسیرها

ž            با حذف عناصر محدود کننده فضا مانند جداره های تقسیم کننده فضا می توان مسیری آزاد را برای مصرف کننده طراحی کرد. طراحی مسیر حرکت مصرف کننده باید طوری صورت گیرد که از آغاز حرکتش پویایی پیمایشی را در آن فضا حس نماید.

ž            ادغام و یکپارچگی فضایی

ž            ادغام و یکپارچگی اجزای فضایی در مقیاس های مختلف مانند بنا محله شهر و منطقه انجام پذیر است. ادغام و یکپارچگی فضایی در چند مرحله زیر صورت می گیرد:

ž            1 فهرست کردن کارکردهای مورد نیاز.

ž            2 تجزیه نمودن هر کارکرد به زیر عنوان های مختلف.

ž            3 بررسی رابطه بین کارکرد.

ž            4 ادغام و تداخل کارکردهای مختلف در یک بنا در محوطه, محوطه در محله و ... با در نظر گرفتن نوع ادغام و یکپارچگی فضایی به صورت افقی و یا عمودی مجموعه کارکردهای پیش بینی شده در این سطوح پخش می شود.

ž             معیارهای نظریه تصور فضایی

ž            در یک روش علمی تاریخی مستندات هستند که محقق را به کشف وقایع تاریخی هدایت می کنند. با ورود به زمان مورد نظر, مورخ می تواند به برخی رویدادهای زود گذر و رویدادهای اساسی پی ببرد.

ž            گیدئین در مطالعه تاریخ معماری جهان با تمرکز بر موضوع فضا دو نوع عامل اساسی ناپایدار را معرفی می کند:

ž                   1 عوامل اساسی: عواملی هستند که حتی وقتی تحت فشار قرار گیرند ناگزیر به صورتی دیگر دوباره ظاهر شوند. مثلا می توان از دیوارهای موجی شکل, ترکیب مساکن انسانی و طبیعت و گشودن طبقه اول ساختمان به فضای آزاد یاد کرد.

ž                   2 عوامل ناپایدار: در مقابل عوامل اساسی عوامل دیگری هستند که آنها نیز از قدرت محرکه یک زمان حاصل می آیند, اما این عوامل فاقد دیرپایی عوامل اساسی هستند و بر خلاف آنان هرگز جذب تاریخ نمی شوند. این عوامل وقتی که تازه ظاهر می شوند, با درخشندگی یک آتش بازی را دارند اما به اندازه همان آتش بازی موقتی هستند.

ž            یکی از مسائل در دستیابی به این معیارها فهم جنس آن و نحوه دست یابی به آنهاست. آنچه را که گیدئین به عنوان عوامل ثابت مطرح نمود از جنس های مختلف می باشد که به آنها مروری می کنیم:

ž                  1 دیوار موجی شکل ( عامل شکلی ).

ž                  2 ترکیب ساکن انسانی و طبیعت ( عامل فضایی ).

ž                  3 گشودن طبقه اول ساختمان به فضای آزاد ( عامل فضایی ).

ž                  4 امکانات جدید ساختمان در قرن 19 ( عامل فنی ).

ž                  5 استفاده در تولید یک جایی در صنعت (عامل فنی ).

ž                  6 تغییر نظم و اساس جامعه ( عامل اجتماعی ).

ž            مراحل تصور فضایی و سیر تاریخی آن

ž            تعریف حجم در فضا بوسیله گیدئین هم زمان با زیر سوال رفتن برخی از آثار معماری معاصر مانند کلیسای رنشان لکربوزیه, اپرای سیدنی توسط برخی از معماران ارایه گردید. دلیل این زیر سوال رفتن در نزدیکی بین معماری و مجسمه سازی در این آثار است.

ž                   1 نخستین مرحله تصور فضایی اینگونه بیان می گردد:

ž                   مرحله نخست وقتی است که معنای تصور فضایی معنایش ترکیب احجام ساختمان های مختلف با یکدیگر است و معمار به فضای داخلی ساختمان توجهی ندارد. این تصور فضایی نخستین, در معماری مصر , سومری و یونانی به مفصه رسیده است.

ž                  2 مرحله دوم تصور فضایی از هنگام اواسط حکومت رومیان آغاز گشت:

ž                  دومین مرحله , از نیمه دوره معماری آغاز گشت و در این مرحله توجه به فضای داخلی ساختمانها و مساله تاق زدن بزرگترین هم و غم معمار گشت. بنای پانتئون در رم آغاز این دوره را مشخص می دارد.

ž                                                 توجه به ترکیب احجام            مرحله نخست تصور فضایی             عدم توجه به فضای داخلی

ž                                                توجه به فضای داخلی            مرحله دوم تصور فضایی                  عدم توجه به ترکیب حجم

ž            مرحله دوم تصور فضایی از نگاه گیدئین به چهار زیر مرحله تقسیم می گردد. هر کدام از آنها صورتی متفاوت از هم دارند اما همه از همان اصل توجه به فضای داخلی نشات میگیرند:

ž            الف: از میانه دوره رم تا رنسانس:

ž                  در این مرحله توجه به فضاهای مرکزی قوی مانند پانتئون است که این مرحله با ظهور پرسپکتیو مشخص شده است. و عامل مهم در مرز بندی معماری رنسانس با معماری پیش از آن شد. نخستین افرادی که به پرسپکتیو در معماری پرداخته اند مازاچوی و برونلسکی می باشند.

ž            ب: از رنسانس تا باروک:

ž                   در این مرحله نیز پرسپکتیو استفاده شده است و نخستین نمود تصور فضایی نو در دوره رنسانس در کلیسای پاتزی فلورانس اثر برونلسکی دیده می شود که نقشه تمرکز یافته داشتند.

ž            ج: باروک:

ž                  در این دوره که تصور فضایی از هنگام عصر باروک اروپا آغاز می گردد. از این دوره با بکار گیری یک عنصر مهم , تغییرات مهمی در چهره بناها ظهور می کند و آغاز گر حرکتی نو در معماری اروپا می گردد.

ž            د: قرن 19:

ž                  آغاز پرسپکتیو همزمان با دوران تحول و انقلاب اروپایی یا عصر نوزایی است. حرکتی که از این دوره تاریخی در اروپا آغاز گشت در قرن 18 و 19 به انقلابات صنعتی ختم گشت. در این چند قرن به گفته گیدئین پرسپکتیو حضوری سلطه گونه در عرصه معماری داشت.

ž            حرکت و تحرک در اجزای معماری, ویژگی آثار برمینی است مانند کلیسای سن ایوو برمینی که حرکت از بدنه های عمودی فضای داخلی تا به گنبد آن دیده می شود.

ž            بنابراین به اختصار می توان ویژگی های این زیر مرحله را اینگونه آورد:

ž                 الف: ابداع دیوار موجی شکل.

ž                 ب: تحرک از کف تا به گنبد بنا.

ž                  ج: ترکیب مجسمه سازی و معماری بخصوص در کارهای برمینی.

ž                  د: ترکیب حجم های ساختمانی در فضا.

ž                  م: ایجاد خاصیت شکل پذیری در فرم های قدیمی.

ž                  ن: ایجاد حس حرکت در معماری.

ž            3 سومین مرحله تصور فضایی: فضا و زمان :

ž            سومین تصور فضایی با پیدایش انقلاب اپتیکی وقتی که پرسپکتیو از یک نقطه دید اعتبار خود را از دست داد, بوجود آمد که نتایج عمیق اساسی برای معماری و شهر سازی داشت. در این دوره دوباره اهمیت حجم در شکل دادن به فضای خارج مورد توجه قرار گرفت و در حقیقت از یک جانب تصور فضایی نخستین دوباره زنده شد و از جانب دیگر توجه به فضای داخلی ساختمانها که در مرحله دوم به منصه بروز رسیده بود به قوت خود باقی ماند, اگرچه بر مساله تاق زدن راه های کاملا تازه بوجود آمد.

ž                      توجه به فضای داخلی              تصور فضایی مرحله سوم              توجه به حجم در شکل دادن به

ž            ریشه های مرحله سوم تصور فضایی در نفاشی جستجو شده است. در آن دوره پرسپکتیو از هنر نقاشی وارد معماری می شود. اساس تصور فضایی جدید بر یک نقطه دید نیست. هنرمند برای بیان مقصود خود, از نقاط متعدد استفاده می کند.

ž            تصور فضایی رنسانس                                                          ناظر و یک نقطه دید.

ž            تصور فضایی نو                                                                     ناظر و بی نهایت نقطه دید.

ž            گیدئین سه نظریه اصلی درباره زمان در علم را اینگونه بیان می کند:

ž                  الف: در دهه نخستین قرن حاضر در علم فیزیک تغییری عمیق صورت گرفت که شاید مهم ترین تغییر در این علم از زمان ارسطو و فیثاغورث تا آن زمان باشد. این تغییر ,بیش از همه چیز , تصور زمان را دگرگون کرد. پیش از این دو تعبیر درباره زمان مستقل از اشیاء و پدیده های دیگر بی آنکه توجه شخص بدان تاثیر کند پیش می رود.

ž                  ب: تعبیری ذهنی که زمان فقط به شخص بستگی دارد و به حواس او مربوط است.

ž                  ج: با استفاده از بعد جدید: فضا زمان, در شیوه های هنری اصیل مانند کوبیسم و فوتوریسم حوزه دید انسان وسعت یافت.

ž            اندیشه جدید درباره فضا و زمان در علوم نظری و همزمانی آن در نقاشی کوبیسم, در معماری نیز نفوذ نمود و منجر به طراحی بناهای جدید بر اساس این اندیشه شد. تفاوت اساسی در این دو هنر در کاربرد مواد و مصالح آنها و مقیاس آثار دیده می شود.

ž            آثار گروپیوس گیدئین و لکربوزیه با توجه به تصور فضایی نو معرفی شده اند. در زیر به برخی از آنها اشاره می نماییم:

ž                  الف: بکار گیری روش آزادانه در ترکیب احجام مختلف.

ž                  ب: معلق ساختن احجام در فضا.

ž            ج: ایجاد تجسم حقیقی در فضا با بکارگیری شیشه در سطوح خارجی و پلکان مدور در پشت شیشه ها.

ž                  د: بکار گیری رابطه ی جدیدی بین بار و تکیه گاه آنها و حذف روش کلاسیک.

ž                  ح: تداخل و نفوذ مکعبها در یکدیگر بدون تشخیص مرزهای آنها.

ž                  خ: درک وحدت مجموعه ساختمانی ( مدرسه باهاوس ) با حرکت در دور آن.

ž                  م: فهم و درک بنا از چند نقطه و نه یک نقطه.

ž                  ن: نقش دیوار به عنوان یک پرده نازک.

ž                  ه: نشان دادن درون و بیرون در آن واحد بت بکارگیری شیشه.

ž                  ذ: پنهان ساختن ستون های باربر در پشت شیشه ها.

ž                  ر: ایجاد مجموعه ای ساختمانی مرکب از چند ساختمان با کارکرد متفاوت.

ž                  ک: ایجاد سبکی و تعلیق.

ž            تجسم بخشیدن به تصور فضایی نو از اهداف لکوربوزیه عنوان شده است.

ž            فضای هستی :

ž            تعریف , توصیف و تحلیل فضای هستی پس از روش ارتباط انسان با محیطش از اهمیت کلیدی در بحث نظریه فضای هستی برخوردار است .

ž            دو ویژگی مهم را می توان درباره فضای هستی از نگاه شولتز برجسته نمود :

ž            1- شناخت موضعی یا توپئلوژیک انسان از فضای هستی

ž            - درجه بندی فضای هستی و وکنش و واکنش بین آنها

ž            شناخت موضعی توپولوژیک طرح های  توپولوژیک یا موضعی و طرح های هندسی اقلیدسی در دو دوره مختلف رشد انسان در طول تاریخ برای فهم و  ایجاد رابطه در محیط بکار گرفته شده اند . دوره نخست تاریخی به انسانهای نخستین باز می گردد .

ž            بنظر شولتز از نگاه هستی , فضا و معماری احتیاج بشر به مراکز به قدری  شدید است که بشر از روزگاران قدیم  تا به حال , تمام جهان را به صورت وجود تمرکز یافته ای تصور کرده است .

ž           

ž            همچنین در مورد مکان و یادمان ( مراکز ) در فضای معماری این موارد را می توان استنباط نمود .

ž            1- مراکز و یادمان ها مکان هایی استراتژیک هستند .

ž            2- مراکز و یادمان ها محل برخورد چندمسیره بوده که یک گره را شکل می دهند

ž            3- مراکز و یادمان ها می توانند نشان دهنده معانی فوق مادی باشند

ž            4-مراکز و یادمان ها می توانند فاقد فضای درونی باشند مانند اهرام مصر

ž            5-ایجاد مرکز می تواند به وسیله مختصات هندسی آن صورت گیرد مانند محور عمودی آکروپلیس

ž            خواندن فضای هستی معماری در درجات و مقیاسهای مختلف :

ž            فضای هستی یک مفهوم روانی و کلی است . که شولتز آنها را به 5 دسته تقسیم می نماید :

ž            1- جغرافیا 2 - منظر و عارضه زمینی 3- شهر 4- خانه  5- اشیاء

ž            درجات چندگانه از رابطه انسان و وضع طبیعی او و مقیاسهای محیطی شکل می گیرد .

ž            برای مثال : درجه شیء از مقایسه اندازه انسان و اشیاء در مقیاس اندام انسان به دست می آید .

ž            درجه خانه : خانه برای انسان مفهوم درونی است . دنیای خصوصی او را از دنیای روابط اجتماعی که در بیرون فضا روی می دهد جدا می سازد .

ž            وقتی که آلبرتی خانه را شهر کوچکی نامید وی احتمالا دریافت که ما هم در خانه ها و هم در شهرها زندگی می کنیم و عوامل اولیه فضای هستی مشخص کننده ی هر دو آنها می باشد . اما این مقیاس بطور کامل نمی تواند معتبر باشد . لذا خانه همان اهمیتی را که شهر به مسیر می دهد , نمی دهد . در حالی که شهر اساسا بوسیله مسیرهایش ادامه حیات می دهد .                                                             

ž            شولتز سیر تاریخی پیوند فضای درون و بیرون را معرفی می نماید . به نظر  او در معماری مدرن بیرون و درون همپوش می شوند . به سخنی دیگر مفهوم اندرون کمرنگ می شوند و این از نظر او ایده آل می باشد .              

ž            معماری معاصر ایران و فضاگرایی :

ž            در اوایل قرن چهارم خورشیدی حکومتی در ایران به وجود آمد که به معنای حضور موارد متعدد جنبه های فرهنگی غیرآشنا با زندگی ایرانیان بوده عمدتا این تغییرات با بهره گیری از معماران عزیز صورت می گرفت و تا ورود معماران فارغ التحصیل از خارج از کشور سخن نخست از آن این معماران بود . پس از دوره پهلوی اول و ورود معماران ایرانی فارغ التحصیل از خارج از کشور , روند تغییرات در معماری ایرانی بسیار گسترده تر گشت و در نهایت به معماری رسید که اکنون شاهد آن هستیم .

ž            تحلیل فضای معماری :

ž            بخش تحلیل فضای معماری تاریخی به دو بخش مسیرها و مکانها در فضای معماری ایران و ترکیبات فضایی در معماری ایران تقسیم می شود .

ž            نگاه به کالبد بنا از دید دکتر منصور فلامکی :

ž                                                                                      فضای سرپوشیده

ž            موجودیت کالبدی بنا مجموعه از                         فضای باز

ž                                                                                      فضای نیمه سرپوشیده

ž            از نکات مهم دیگر قابل اشاره , پرداختن به موضوع فضا در کنار موضوعاتی چون زمان , شکل و ادراک است . این چند موضوع به عنوان ابزارهای اساسی اولیه معرفی شده اند .

ž            نظریه استقرار و تداوم معماری ایرانی :

ž            اگر معماری ایران تا پیش از دوره پهلوی دارای استمرار و تداوم بوده است . بنابراین می توان امروز نیز با ارایه راه حل هایی این استمرار و تداوم را به وجود آورد . برای دستیابی به آن باید تجربیات موفق و ناموفق دوران معاصر ایرانی را دید و به ارایه راه حل پرداخت .

ž            با ظهور معماری پست مدرن و توجه به تاریخ معماری , برخی از معماران ایرانی نیز تلاش نموده اند تا در آثار خود  با معماری گذشته پیوندی به وجود آورند که کیفیت بالاتری از آثار مشابه پیشین داشت لیکن این آثار نیز روح و اصول معماری ایران را به درستی  درک نکرده بودند آثار این معماران که آنها را معماران تاریخ گرا می نامند که به شرح زیر بیان می کنیم :

ž            1- سطحی نگری    2- بکارگیری عناصر کلیشه ای    3- عدم فهم صحیح روح و اصول معماری ایرانی    4- عدم قرارگیری در یک وحه تکاملی نسبت به معماری گذشته ایران

ž             

ž           

ž            خواندن معماری از زاویه فضایی :

ž            میرمیران دوره قاجار را انتخاب نموده و از ” زاویه فضایی ” به آن نگریسته است . دلایل این انتخاب بدین شرح است :

ž            1- افزایش خلاقیت های فضایی       2- تنوع فضاهای بیشتر      3- خلاق فضاهای نوین   4- دستیابی به گشایش و سبکی بیشتر فضاها             5  - تکامل الگوهای قدیمی معماری ایرانی در جهت گسترش فضا

ž            ارزش گذاری فضایی :

ž            هرگونه خلاقیت , گسترش و تنوع فضایی در رابطه با سه معیار گشایش , شفافیت و سبکی صورت می گیرد که از آنها به ” وجوه فضایی ” یاد شده است .

ž            این 3 مورد اصلاح معماران مدرن نیز می باشد .

ž            - تحلیل معماری ایرانی از زاویه فضایی با دو وجه فضایی گنبدخانه و ایوان در این نگاره ها نشان داده شده است . بنظر میرمیران سیرتکاملی معماری ایرانی به سوی پیوستگی هرچه بیشتر فضاهای معماری بوده است . مساجد مورد نمونه مسجد جامع اصفهان و مسجد و مدرسه سید اصفهان .

ž            - تحلیل معماری ایرانی از زاویه فضایی در دو وجه فضایی حیاط و ایوان , مسجد امام اصفهان و مدرسه سپهسالار یا شهید مطهری تهران .

ž            بنظر میرمیران اوج تکامل گشایش فضایی در دوره قاجار دیده می شود . ” لیکن کار اساسی در این زمینه , یعنی گشایش فضایی حیاط , در دوره قاجار صورت می گیرد و راه حل های متعددی برای آن ارایه می شود ” همچنین او در پی آن بوده که بیشترین تکامل ارتباط بین گنبدخانه و فضاهای مجاور آن را بدست آورد . بنابراین می توان به این نتیجه رسید که موضوعاتی چون شفافیت , گشایش و سبکی از اصول مبانی بوده و الگوها نیز در کالبد بناها مانند حیاط و گنبدخانه و فضای مشابه را در برمی گیرند .

ž            میرمیران در مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد سید اصفهان به دنبال نشان دادن سبکی و شفافیت در بناست .  مسجدگوهرشاد مشهد و سید اصفهان

ž            مسجد و مدرسه سید اصفهان , بنایی از دوره قاجار . طبقه زیر آن در دو جبهه شرقی و غربی  و کل بخش های قبله و شمال آن کارکرد مسجد دارد . در طبقه بالا در دو سوی شرق و غرب حجره های مدرسه و مدرس بزرگ آن جای گرفته است . دو مهتابی حجره ها را در برمیگیرد . از این طرح در مدرسه سپهسالار یا شهید مطهری در چهار سوی حیاط بهره گرفته شده است .

ž            نگرش فرهنگی –  اجتماعی

ž            در این نگرش مردم همه سرزمین های کره خاکی بیشتر  به هنرهای دینی توجه شده است . عالم معنا که بخشی از زندگی دینی یک فرد را می سازد بر رفتارها و روابط اجتماعی او تاثیر می گذارد . پژوهشگر به دنبال یافتن پدیده هایی است که در زندگی مردم وجود دارد , ولی چنانچه شایسته است . شناخته نشده و مورد توجه قرار نگرفته اند . که می توانند تاثیر به سزایی در بازشناخت نمودهای زندگی درگذشته داشته باشند . جامعه شناسی علم کنونی مرهون فعالیت های چندین قرن علمای اسلامی بوده و یکی از عالمان بزرگ این حوزه ( ابن خلدون ) دانشمند مسلمان قرن هشتم هجری است . ابن خلدون در بخشهای مختلف کتاب خود درباره شهر , بنا و ساخته ها به بحث می پردازد . موضوع جامعه شناسان : مقیاس های مختلف اجتماعات انسانی در انواع بناها مانند خانه , معبد , بازار , کوچه , خیابان و میادین و هرنوع فضای دیگر صورت می گیرد . فرهنگ : وظیفه هر بنا به عنوان جزیی از فرهنگ معماری , عینیت بخشیدن به یک اندیشه ذهنی بوسیله ظرف خاص آن است و بدین ترتیب این ظرف نمودی خواهد بود , برای سنجش این فرهنگ , لذا هر ساختمان خود یک شاهد فرهنگی می باشد . اجزای جامعه : اجزای اصلی یک جامعه را افراد آن تشکیل می دهند , در جامعه ابتدایی و یا گسترش یافته , هر فرد منزوی از دیگران نیست و به دلایل مختلف از جمله نیاز با دیگران ارتباط برقرار می کند . از حدود 30 سال پیش تا کنون محققین نامداری چون آموس را پاپورت , پاول الیور به موضوع معماری فرهنگ و جامعه پرداخته اند . این محققین ظرف مکانی خود را با نام ” معماری بومی ” معماری مردمی و معماری عامیانه معرفی نموده اند . در برابر معماری بومی , معماری رسمی یا یادمانی قرار می گیرد . این گروه بناهایی چون کاخ ها , خانه های قشرهایی خاص از مردم مانند حاکمان و رجال سیاسی و افراد مرفه و ثروتمند را در برمیگرد . این اقشار زندگی متفاوتی از عامه مردم داشته و تعداد بناهای موجود بجای مانده از آنها بسیار کمتر از قشر مردم عادی است .

ž            در هر ظرف مکانی فعالیت هایی رخ می دهد . مثلا در یک خانواده هر فرد نقش خاص خود را دارد . رابطه افراد این خانواده در چهار دیواری خانه محدود نمی شود و در محیط عمومی نیز گسترش می یابد . مانند معابد , مساجد , فروشگاهها , محل کار و غیره . بنابر نگرش فرهنگی اجتماعی , بنا محصولی است که در رابطه با طبیعت , اجتماع , ایدئولوژی , جهان بینی , روش زندگی , نیازهای اجتماعی و روانی , نیازهای مادی , نیازهای فردی و گروهی , منابع اقتصادی و فنون قابل دسترس شکل می گیرد .

ž           

|+| نوشته شده توسط مجید ملکی در یکشنبه پنجم دی 1389  |
 
 
بالا